فصل بيست و دوم
عصر پروكلوس
(نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم)
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم. ب. زمينهٴ ديني. ج. فلسفهٴ هلنيستي، سرياني و لاتيني. د. رياضيات لاتيني، هلنيستي و هندي. ه . نجوم لاتيني، هلنيستي، چيني و هندي. و. جغرافياي چيني. ز. تاريخنويسي لاتيني و سنگالي. ح. قانون رومي و بربري. ط. زبانشناسي چيني.
الف. نظري به علم در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم
1. فعاليت اين عصر در مجموع ناچيز بود و در مقايسه با عصر پيشين تفاوت زيادي به چشم ميخورد. با اين حال ميتوان آن را به حركت آونگي تشبيه كرد كه در نوسان است؛ گاه اوج ميگيرد و گاه فرود ميآيد. اگر چشمانداز خود را به مرزهاي معيني محدود نكنيم، همواره فعاليتهايي خواهيم يافت كه بخشي از جلوهٴ خود را به پيرامون خويش بخشيده باشد. مثلاً اين دوره عصر زرين نوافلاطونيگري بود و از اين رو حق داريم آن را عصر پروكلوس بناميم.
2. زمينهٴ ديني. اتفاق عمده تدوين تلمود بابلي در اواخر قرن بود. تلمود يك اثر دايرةالمعارفي در مقياسي وسيع است كه، همراه با
عهد عتيق، مباني ديني و معنوي زندگي يهود را تشكيل ميدهد. بدين ترتيب، بدون معلومات كافي دربارهٴ آن كتاب مقدس، نميتوان تفكر يهودي را كاملاً دريافت و تشريك مساعي يهود را در رشد معنوي قرون وسطي به درستي ارزيابي كرد - مشاركتي را كه چند جانبه و چشمگير بود.
تنها متكلم درخور ذكر پروسپر آكويتانيايي بود، كه در مبارزه با پلاگيانيگري كوشش فراواني كرد، ولي براي ما به عنوان يك مورخ بيشتر مورد توجه است و از او در زير فقرهٴ ز سخن خواهم گفت.
3. فلسفهٴ هلنيستي، سرياني و لاتيني. شخصيت برجستهٴ اين عصر پروكلوس است كه تا 485 رياست آكادمي را داشت و بزرگترين نمايندهٴ نوافلاطونيگري در آخرين مرحلهٴ آن بود. در